محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1868

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

قرار داده به زور اسلحه امضاى عهدنامهء مذكوره را مطالبه نمودند . طيقون جمعى از نجباى اهل بلد را كه از محارم ميكاد و مانع امضاى عهدنامه بودند گرفته حبس نمود تا امضاى عهدنامهء مزبوره را گرفت و بعد از گرفتن آن سفراى دول مراجعت به سفارتخانه‌هاى خود نمودند . اروپا - ( اسپانيول ) - بىپولى دولت در نهايت شدت - استقراض اجبارى از رعيت كه سبب كدورت رعايا شده است - ملكه سه قسمت از چهار قسمت املاك خالصه خود را به ملّت واگذار مىكند كه به فروش برساند و حاصل آن را به قرض عمومى بدهند - شورش در مادريد و در ايالت والانس - جلاى وطن دادن ژنرال پرين و دوباره او را احضار كردن - مسافرت ملكه در ايالات شمالى و خوب نپذيرفتن رعيّت او را - وباى سخت در جزيرهء مادريد . ( آلمان ) - دولتين اطريش و پروس به واسطهء تصرف ايالتين اسلشويك و هلستن كه تازه از دانمارك به زور گرفته‌اند با يكديگر در مقام منازعه هستند ، پروس خيال دارد كه تماما را خود متصرّف شود ، اطريش به واسطهء بعد مسافت از مملكت خود چون نمىتواند تصرّف كند به اين خيال است كه ايالتين مذكورتين را يكى از دول مستقلهء آلمان محسوب دارد - پرنس فردريك شارل و ژنرال ملك از طرف دولت پروس براى قرار و مدار اين فقره به وين پايتخت اطريش مىروند - كيل كه يكى از بنادر ايالتين مذكورتين است بندر نظامى پروس مىشود - مسيو بيزمارك و ژنرال رون در مجلس شوراى پروس به‌طور صراحت مىگويند بايد كيل در تصرّف دولت پروس باشد و حفظ حدود و ثغور آلمان را دولت پروس از اين سمت بنمايد و دولت پروس را قصد اين است حاصلى كه از دانمارك بالشراكه با اطريش برده به تمامه را خود متصرّف شود و چون دولت اطريش تمكين به اين مسئله نمىكند پروس تهيّه مىبيند كه با او جنگ كند ، بعد از وساطت و ميانجيگرى دول ساكس و باوير و غيرهما عهدنامه كاستن منعقد مىشود و در سالس‌بورگ سلاطين اطريش و پروس با يكديگر ملاقات نموده مقرّر داشتند كه ايالتين را به اين قسم تقسيم كنند - ايالت اسلشويك تمام از پروس و هلستن از اطريش باشد فى الواقع بعد از اين